به گزارش شهرآرانیوز؛ اهمیت بسیاری از مفاهیم و توصیههای دینی تا در میدان عمل، آثار و برکات خود را نشان ندهد، آنطور که باید، درک نمیشود؛ مثل «وحدت» که اگرچه قرآن و روایات درباره آن توصیه و بر آن تأکید کردهاند، اما چهبسا تا قبل از بحرانهایی مثل جنگ، نمیدانستیم همین یک واژه چه دنیای متفاوتی را برای ما رقم میزند و چگونه مقاوممان میکند.
یکی از بهترین نمونههای عملی برای دریافتن عمق ضرورت وحدت، سیره حضرت علیبنموسیالرضا (ع) است که تهدیدها را با تأکید بر وحدت و انسجام به فرصت درخشان تمدنی برای اسلام و تشیع، تبدیل کردند. در چهارشنبهای امامرضایی این برش از سیره امام مهربانی را مرور کردهایم.
امام رضا (ع) محور وحدت بودند و برای تحقق آن، تدابیر مختلفی را اعمال کردند؛ هجرت آن حضرت از مدینه به خراسان، نماد وحدت امت شد. امامرضا (ع) نهفقط در فکر و اندیشه بلکه در میدان عمل نیز قائل و عامل به وحدت بودند و با رفتار خود نشان دادند که وحدت اسلامی نه یک شعار، بلکه یک ضرورت است. حضرت ثامنالحجج (ع) با همین نگاه، تهدیدی را که مأمون میکوشید با مناظرات متوجه ایشان و اهلبیت (ع) کند، به فرصت وحدت تبدیل کردند.
حجم سخنانی که درباره وحدت از امامرضا (ع) به ما رسیده است، بهویژه تأکید ایشان بر سنت نبوی، توجه حضرت به عموم مسلمانان را نشان میدهد؛ چنانکه برای تحقق انسجام امت از طریق پایبندی به سنت، روایات متعددی را از پیامبر (ص) نقل کردهاند؛ برای مثال به نقل از پیامبر (ص) فرمودند: «هرکه به هنگام اختلاف امت، به سنت من تمسک کند، او را پاداش صد شهید است.»
علاوهبر این، در احادیث رضوی، فراوان از وجود مقدس پیامبر (ص) بهعنوان پدر معنوی که نگران یکیک امت است، یاد شده است. همینها سبب شد بزرگان اهلسنت با حضرت ثامنالحجج (ع)، ارتباط همدلانه داشته باشند و احادیث حضرت را ثبت و نقل کنند.
از جلوههای وحدت در سیره حضرت علیبنموسیالرضا (ع) که امروز هم کاربردی و راهگشاست، تلاش حضرت برای ایجاد وحدت و همدلی در بستر مناظرات و گفتوگو با سران مذاهب، مکاتب و ادیان است که بهویژه گفتمان مشترک درمیان مسلمانان را تقویت کرد. ایشان با استفاده از روش و اصول قرآنی گفتوگو و پرهیز از طرح مسائلی که در جامعه، تفرقه و اختلاف ایجاد میکند، بهگونهای در مناظرات ظاهر شدند که نهفقط شیعه بلکه اهلسنت و فراتر از آن، همه امتها و ملتها از آن بهرهمند شدند. همین روحیه وحدتگرای حضرت ثامنالحجج (ع)، باعث رشد و جهش علمی جهان اسلام شد.
گفتوگوهای امامرضا (ع) با پیروان مکاتب و مذاهب مثل زیدیه، نشان میدهد که ایشان به مجادله احسن که مورد تأکید و توصیه قرآن است، معتقد بودند و بدون تعصب و تنگنظری و برخوردی که دافعه داشته باشد، در مواضع مختلف، پیام امامت را ابلاغ و مردم از اقشار مختلف را با خود همراه کردند؛ پرهیز از تعصب و پیشداوری، استناد به منابع مشترک ازجمله قرآن کریم، بهکارگیری عقلانیت و منطق در استدلالها، رعایت احترام متقابل و ادب در گفتوگو؛ این روشهای علمی و منطقی، نهتنها مخالفان را متقاعد و همراه کرد، بلکه آنها را متوجه عظمت و جایگاه ائمه (ع) کرد.
اگرچه امامرضا (ع) با اکراه و به اجبار، ولایتعهدی مأمون عباسی را پذیرفتند و از مدینه به خراسان هجرت کردند، از این سفر و شرایط بیشترین استفاده را برای وحدت و انسجام جامعه اسلامی کردند؛ نمونه بارز این رفتار حضرت، ایراد حدیث معروف سلسلهالذهب در جمع مردم نیشابور است که بیشتر اهلسنت بودند.
این حدیث که بیشتر در منابع اهلسنت مطرح شده است، بدون طرح مباحث تفرقهبرانگیز، بهخوبی شأن و جایگاه امامت را بیان میکند. علاوهبر این، نشاط علمی و اشتیاق حضرت به شرکت در جلسات و تبیین و روشنگری که با رأفت و مهربانی خاص ایشان همراه بود، دلها را جذب مکتب اهلبیت (ع) و بههم نزدیک کرد.
روحیه، رفتار و تلاش وحدتگرا و بهدور از تفرقه امامرضا (ع)، سبب شده است اهلسنت برای حضرت ثامنالائمه (ع)، جایگاه والایی قائل باشند و ایشان را از منظر حدیثی، از بزرگترین تابعین اهل مدینه بدانند و به احادیث حضرت، توجهی خاص داشته باشند.
حتی در برخی منابع اهلسنت، تأکید شده است که نمیتوان از روایات ایشان چشمپوشی کرد و برخی روایات امامرضا (ع) درمیان اهلسنت مشهور و رایج است. اهلسنت همچنین به امامرضا (ع)، ارادت و اخلاص داشتهاند و به زیارت ایشان رفته و در سفرنامههایشان به توصیف آستانقدسرضوی پرداختهاند، حتی در سیره برخی علمای اهلسنت است که به امام (ع) توسل میکردهاند.
درباره آثار و برکات هجرت امامرضا (ع) به ایران، سخن و اثر بسیار است، اما کمتر به نقش این هجرت در انسجام اجتماعی و وحدت جامعه ایرانی پرداخته شده است؛ هجرت حضرت ثامنالحجج (ع) به ایران، زمانی رخ داد که ایرانیان بهدلیل فریبکاری عباسیان، قتل ابومسلم خراسانی و سرکوب قیامهای متعدد، بهشدت سرخورده بودند. در این شرایط، سفر امامرضا (ع) به ایران و پررنگ شدن ویژگیهایی مانند محبت اهلبیت (ع)، این احساس را دربین ایرانیان ایجاد کرد که میتوان در مرزهای جغرافیایی به وحدت سرزمینی ایران اندیشید.